حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

130

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

غنيمت سرگرم بودند از پشت سر بر آنها حمله برد . مسلمانان از اين پيش‌آمد سخت مضطرب شدند و آشفته در هم افتادند تا آنجا كه زندگانى پيغمبر از تجاوز مخالفان در خطر افتاد . در آن گير و دار يكى از مشركان فرياد زد محمد كشته شد . در آنهنگام مصيبت سخت شد و نوميدى بر مسلمانان چيره شد و دستشان از كار افتاد . عمر بن خطاب از اين جمله بود . ولى بعضى ديگر از شنيدن اين خبر غم‌انگيز حميتشان به جوش آمد ، چون انس - ابن نضر كه وقتى اين خبر را شنيد با مسلمانان گفت اگر پيغمبر كشته شده زندگى را براى چه ميخواهيد ؟ شما نيز چنان كه او جان داد جان بدهيد . علاقمندى مسلمانان به حفظ پيغمبر در آن گير و دار خطرناك گروهى از مسلمانان اطراف پيغمبر را رها نميكردند و براى دفاع از او آماده بودند و تيرها و ضربتهاى دشمنان را كه بسوى پيغمبر ميآمد بجان ميخريدند . گر چه خبر قتل محمد موجب نوميدى و سستى گروهى از مسلمانان شد اما همين خبر سبب شد كه وى از دست دشمنان سالم بماند زيرا اين خبر را باور كرده بودند و بجنگ و هجوم اصرارى نداشتند . پيغمبر نيز متوجه اين نكته شد و دانست كه خدا اين فرصت را پيش آورده تا او و باقيماندهء مسلمانان از دست دشمنان سالم بدر روند ، از اينرو وقتى كعب بن مالك انصارى وى را ديد و فرياد زد محمد زنده است به دو اشاره كرد كه خاموش بماند با آنكه مسلمانان براى دفاع از پيغمبر فداكارى كردند باز هم از ضربت مخالفان چهره‌اش مجروح شد و دندانش شكست و سرش زخم‌دار شد و هنگامى كه ميخواست از معركه بدر رود در يكى از گودالهائى كه مشركان در سر راه مسلمانان حفر كرده بودند افتاد . در اين جنگ هفتاد تن از مسلمانان كشته شدند كه حمزه عموى پيغمبر از آن جمله بود . زنان قريش بانتقام كشتگان بدر اعضاى كشتگان مسلمانانرا قطع ميكردند . هند دختر عتبه و زن ابو سفيان شكم حمزه را دريد و كبد او را بيرون آورد و زير دندان نهاد ولى